السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
6
مقدمه نقض و تعليقات آن
بياناتشان از هر گونه تهمت و نسبت بىاساس منزه و مبرا است پس از تمثل به اين بيت معروف نظيرى : سر گذشت عهد گل را از نظيرى بشنويد * عندليب آشفتهتر ميگويد اين افسانه را از اينجا قدمى فراتر نميگذارم و رشتهء سخن را بدست قائد بيان ايشان ميسپارم : بيانات علماء و اساتيد فن دربارهء مصنف و مصنف ناقد بصير و عالم خبير على بن عبيد اللّه معروف بمنتخب الدين ( ره ) در فهرست معروف خود نام مصنف ( ره ) و مصنفات او را چنين ذكر كرده است : « الشيخ الواعظ نصير الدين عبد الجليل بن أبى الحسين بن أبى الفضل القزوينى عالم فصيح دين ؛ له كتاب بعض مثالب النواصب فى نقض بعض فضائح الروافض ، كتاب البراهين فى امامة أمير المؤمنين ( ع ) ، كتاب السؤالات و الجوابات ؛ سبع مجلدات ، كتاب - مفتاح التذكير ، كتاب تنزيه عائشة » . رافعى متوفى بسال 623 كه تلميذ منتجب الدين ( ره ) بوده تاريخ ولادت و وفات وى را در تدوين ضمن ترجمهء حال وى چنين ضبط كرده است ( ص 416 نسخهء عكسى مأخوذه از نسخهء اسكندريه ) : « و كانت ولادته سنة اربع و خمسمائة و توفى بعد سنة خمس و ثمانين و خمسمائة » . پس بطور كامل معاصر با مصنف ( ره ) بوده است و چون اين دو عالم هر دو هم - مذهب و هم شهرى و عالم و صاحب تأليف و تصنيف بوده و جهات جامعهء ديگر نيز داشتهاند به ظن متأخم بعلم ( بلكه بطور قطع و يقين ) با هم معاشر و مصاحب بوده و آمد و رفت و نشست و برخاست داشتهاند و بلكه از ملاحظهء مطالب رجالى مذكوره در اين كتاب و كتاب فهرست منتجب الدين ( ره ) بر مىآيد كه منتجب الدين از نوشتجات شيخ مذكور استفاده ميكرده و از خصوصيات أحوال و آثار او به خوبى اطلاع داشته است از اين روى ميتوان گفت اين چند سطر مذكور آينهء تمامنماى ترجمهء حال مصنف ( ره ) و يگانه حاكى و معرف واقعى از مراتب علمى و تصانيف اوست و از اينجاست كه معاريف علماى ما كه بترجمهء أحوال علماء پرداختهاند مانند علامهء مجلسى ( ره ) در بحار « 1 » و شيخ حر عاملى ( ره ) در أمل الامل « 2 » و محمد بن على أردبيلى ( ره ) در جامع الرواة و شيخ فرج اللّه حويزى در ايجاز المقال و آقا رضى قزوينى در ضيافة الاخوان و ميرزا عبد اللّه افندى ( ره ) در رياض العلماء و سيد محمد باقر خوانسارى ( ره ) در روضات الجنات ( الى غير هؤلاء ) در ترجمهء حال اين عالم آن را مستند خود قرار دادهاند و أحيانا اگر مطلبى هم از خارج بدست آورده باشند آن را بعد از نقل اين ترجمهء حال ذكر ميكنند و چون اهميت اين ترجمه معلوم شد و زمينهء شروع بمطلب فراهم گرديد به چند امر مهم در اين مورد اشاره ميكنيم : 1 - اينكه منتجب الدين ( ره ) او را بلفظ « الواعظ » موصوف داشته است براى
--> ( 1 ) ج 25 ص 9 . ( 2 ) ص 379 نسخهء مطبوعه در آخر منهج المقال .